خواب

دیگه خسته شده ام! برای هزارمین بار با دیدن یک خواب وحشتناک کم مانده بود سکته بزنم.خیلی عجیب است هربار هم دقیقا ساعت 3 صبح از خواب میپرم...دقیقا سه !
یک جورهای عجیبی بود چندتا کابوس پشت سرهم...تو یکیش با جمشید توی کارگاه چاپ بودیم،شب بود انگار و کارها هم عقب افتاده بود حسابی...یک دفعه بدون مقدمه رو به طرف جمشید کردم و با تمام قدرت داد کشیدم،از او دادکشیدن هایی که آدم خودش بیشتر میترسه از طرف مقابل.همون موقع بود که از خواب پریدم،تا نیم ساعت از ترس خوابم نبرد!
یک خواب مبهم هم بود که توی اون بهناز توی یه هتل بود توی ترکیه!فضای هتل هم خیلی عجیب و غریب و تاریک بود،البته خودم هم بودم و نمیدونم بهناز شماره چی بود بهم داد ،خیلی یادم نمیاد چی بود و چی شد.
قبل از خوابیدن هم مثل هرشب یک فیلم نگاه کردم،اتفاقا فیلم بامزه ای هم بود(والاس و گرومیت /طلسم خرگوش نما) با اون دوبله فوق العاده بامزه اش...مخصوصا شخصیت کشیش با لهجه قزوینی!...بعد از اون هم سه قسمت از گربه سگ رو هم دیدم که عاشقشم!اگر فیلم وحشتناکی هم دیده بودم آدم میگفت به خاطر اون بوده...

خواب هم باهامون راه نمیاد انگار!


2 نظرات:

بهناز گفت...

سلام، دلت هم بخواد كه من به خوابت بيام، تازه من با هر كسي توي تركيه، اونم هتل قرار نمي ذارم، اون شماره هم احتمالن شماره شانس لاست بوده و واااااي هيوا مثل اينكه تو قراره بميري ....!!!!!
ببين خب همينه ديگه، فيلم ها درجه سني مختلفي دارند و تو عدل رفتي فيلم هاي هفت ساله ها رو نگاه مي كني؟ چند بار بهت بگم يك سال ديگه صبر كني، هم مي توني فيلم مناسب سن ات رو ببيني، هم بري مدرسه ...
خب ديگه فكر كنم ديگه امشب يك جوري به خوابت بيام كه صبح پا نشي ...!!!

هیوا گفت...

همه یه روزی میمیریم!
در مورد فیلم هم من کلا عاشق انیمیشن هستم!از بچگی همه کارتون هایی رو که تلویزیون پخش میکرد بی کم و کاست دیده ام!تازه همین حالا هم خاله شادونه رو نگاه میکنم و قبل از اون هم دیوونه ((اشتباهی))بودم!
لطفا بیا به خوابم ولی توی رویا نه کابوس!